سیری در گلگشت سلطان سخن سعدی شیرازی...
((هرگاه که یکی از بندگان گنه کار پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به درگاه حق جل و علا
بردارد،ایزد تعالی در وی نظر نکند. بازش بخواند، باز اعراض کند.بازش به تضرع و زاری بخواند،حق
سبحانه و تعالی فرماید:یا ملائکتی قد استحییت من عبدی و لیس له غیری،فقد غفرت له.
(ای ملائکه من، قطعا شرم می کنم از بنده ام،غیر از من برای او کسی نیست.
پس او را می بخشم)
دعوتش را اجابت کردم و حاجتش را برآوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده همی شرم دارم.
کرم بین و لطف خداوندگار گنه بنده کردست و او شرمسار))
* * *
ای برترازخیال وقیاس وگمان و وهم وزهرچه گفته اندوشنیدیم وخوانده ایم
مجلس تمام گشت وبه پایان رسیدعمر ماهمچنان دراول وصف تومانده ایم
+ نوشته شده در شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۱ ساعت توسط شریفی
|
با سلام خدمت همه هم منطقه ای های خودم --بلوک بیدشهر--و بخصوص گلار